السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
709
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
آن روز شخص ديگرى را به جاى خود براى نماز فرستاده بود و آن شخص به جاى او كشته شد ، معاويه نيز ضربت عميقى نخورد و جان سالم به در برد ، امّا ابن ملجم كه شمشيرى را به هزار درهم خريده و با هزار درهم به زهر آغشته كرده بود براى كشتن امام به كوفه قدم نهاد ، ليكن مردّد و خائف بود ، لذا سر كردهء جناح مخالف امام در كوفه ، اشعث ، با او ملاقات كرد و او را با وعده وصلت با قطامه ملعونه ( دختر زيباى يكى از سر كردگان خوارج كه بدست امير المؤمنين ( ع ) به قتل رسيده بود ) فريب داد و او را به انجام اين عمل پليد تشويق و ترغيب نمود . سرانجام در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرى ، دست نفاق و انحراف و توطئه از آستين ابن ملجم مرادى بيرون آمد و برق شمشيرى تاريكى صبحدم را شكافت و فرق عدالت به خون نشست ، ندايى در مسجد كوفه پيچيد : ( فزت و ربّ الكعبة : به خداى كعبه رستگار شدم ) و جبرئيل ميان آسمان و زمين ندا كرد : ( تهدّمت و اللَّه اركان السماء قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى : به خدا قسم ستونهاى آسمان در هم شكست ، پسر عمّ پيامبر ، على مرتضى به قتل رسيد ) . پس از وقوع اين جنايت ، امام ( ع ) را به خانه برده و ابن ملجم را دستگير نمودند ، امام فرمود : اگر من مردم او را قصاص كنيد با همين شمشير و با يك ضربت ، ولى اگر زنده ماندم ، خودم در بارهء او تصميم مىگيرم . امام ( ع ) تا سه روز بعد از آن ضربت زنده ماند ، امّا حال آن حضرت هر روز بيشتر روى به وخامت مىنهاد ، تا آنكه شب بيست و يكم فرا رسيد ، آن حضرت آخرين وصاياى خود را با فرزندان خويش عليهم السلام در ميان نهاد ، آنگاه با آنان وداع كرد و در كمال آرامش و اطمينان بسوى لقاء اللَّه شتافت و عالمى را تا ابد داغدار نمود . فرزندان آن حضرت ، حسنين عليهما سلام و محمد بن حنفيه ، دست بدست هم داده و پدر را با باقيماندهء حنوط رسول خدا غسل و تكفين نمودند ، سپس امام حسن ( ع ) بر جنازه پدر بزرگوار خود نماز گزارد و آنگاه از بيم جسارت يا اهانت خوارج و بنى اميّه جسد مطهر آن حضرت را مخفيانه در پشت كوفه دفن نمودند و محل آرامگاه ايشان تا دوران امام رضا ( ع ) مخفى بود ، همانطور كه مرقد مطهر بانوى دو عالم همسر گرانقدر او ( س ) تا امروز همچنان مخفى مانده است تا روزى كه ان شاء اللَّه فرزند برومندش به خونخواهى اجداد اطهر خود قيام كرده و به جهان طعم شيرين عدالت